![]()
این یکی از پستهای "سایت دیار مهر روستای طلحه" است که گر چه این سایت تنها یکی از وبهای روستای طلحه است و این سایت نیز همچون وبهای روستا ممکن است مطالبش را بنا به سلیقه مخاطبانش انتخاب کند اما چرا باید دهیار روستای طلح
ه بازیچه این هدف گردد و چرا با اینکه از کشاندن دهیار روستای طلحه به فضای مجازی بوی اهدافی مشخص به مشام میرسد دهیار همچنان یکی از بازیگران این بازی گردیده است؟ ، چرا دهیار روستای طلحه به جای پرداختن به مشکلات مردم روستا باید به مناظره های شاعرانه بپردازد و سیر در فضای مجازی را به فضای واقعی ترجیح دهد ؟ آیا رواست که ایشان مناظره با هم رده های خود را که همان دهیاران روستاهای همجوار است رها کرده و به مناظره با اساتیدی بپردازد که هیچ تشابه شغلی با هم ندارند؟ آقای دهیار شعر سرودن شما هیچ مشکلی ندارد اما آیا رواست با بازیگرانی همچون مدیران سایت "دیار مهر روستای طلحه" واژه های سیاسی را به سخره کشیده و از آن کلیدی بسازید برای پیشرفت و جنجالی کردن سایتی که البته تنها یکی از وبهای روستاست و هیچ سنخیتی در نماینده روستا بودن ندارد؟ ، آیا دود عواقب این بازیهای به قول شما مناظره ای به چشمان مردمی نمیرود که چشم به تلاش و فعالیت بی وقفه شما دوخته اند؟ آیا برایتان رواست که بعد از مدتها هنوز نه پارکی در خور مردم روستا داشته باشید و نه زمین فوتبالی در خور جوانان لایق این دیار ؟
آیا منصفانه است دیاری را که دیار مهر نامیده ایم همه ساله در حال تعمیرات باشد و این تعمیرات هرگز به پایان نرسد؟ بهتر نیست به جای مناظره های شاعرانه و دستگردان این و آن شدن فکری به حال کارهایتان کنید تا لازم نباشد همچون جاده ابتدایی روستا هر روز بالا و پایین کنید؟ من واقعا متوجه نمیشوم چرا شخصی با پشتکار شما هنوز نتوانسته یکی از طرحهای عمرانی - رفاهی روستا را به پایان برساند و چرا باید به جای اینکه شما را بیشتر در جامعه ببینیم بیش از آن شما را در فضای مجازی میبینیم؟ آیا این تنها نتیجه عمل آنانی نیست که با در انداختن شما به مناظره های واهی سعی در پیشبرد اهداف خود دارند؟
آقای دهیار ما پارک میخواهیم ، ما زمین و سالن ورزش میخواهیم ، ما جاده و آسفالت میخواهیم نه مناظره و شعر و پیامک ، آخر تا چه زمانی باید شاهد کارکرد و فعالیتهایی باشیم که هیچگاه به بهره برداری نمیرسد؟
دهیار عزیز تو را به این ماه عزیز قسم میدهیم امروز قدری مردم را دریاب! ![]()
"مطلب زیر یک قسمت از مناظره دهیار است"
مناظره شاعرانه
سربازیات
اسپرغم:
بر سینه دل از تو زخم کاری دارد
یک عالمه درد یادگاری دارد
از سایه خویش هم دگر می ترسد
دل حالت سرباز فراری دارد
فولادی:
فارغ زبهار و عشق و شادی باشم
بر دوش خودم بار زیادی باشم
سرباز فراریم بریزم بر دست
امشب به سلول انفرادی باشم
................................................
اسپرغم:
...















